سی روز، سی گفتار | یک: معراج مهمان

 فرصت عروج

مسأله اساسى در باب ماه رمضان، این است که بشر -که در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او محاصره شده و انگیزه‌هاى گوناگون، او را به‌سمت پایین و تنزل و سقوط مى‌کشاند- فرصتى پیدا کند که در آن بتواند روح را -که روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد- به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهى، تخلق پیدا کند. ماه رمضان، چنین فرصتى است.

البته غیر از ماه رمضان، فرصت‌هاى دیگرى هم هست. مثلاً همین نمازهاى پنج‌گانه، فرصت‌هایى است که ما مى‌توانیم با استفاده از آن‌ها عروج کنیم؛ خودمان را اصلاح نماییم و زنگارها و پوسیدگی‌ها و غفلت‌ها و بیماری‌هاى معنوى را از خودمان دور کنیم. نماز، فرصت بسیار خوبى است. شما اگر امتحان نکرده‌اید -که قاعدتاً امتحان کرده‌اید و إن‌شاءاللَّه عمل دائمى شما، همین‌طور باشد- امتحان کنید. توجه بکنید که در حال نماز، اگر متوجه خودتان و کارى که از شما سر مى‌زند باشید، قطعاً بعد از نمازِ شما، با قبل از نمازِ شما متفاوت خواهد بود. شرطش همین است که توجه کنید در حال نماز، مشغول چه کارى هستید.



بهترش این است که اذکار نماز را بفهمید؛ کارِ بسیار آسانى است. نباید بگوییم که ما فارسى‌زبانیم و نمى‌توانیم عبارات عربى را بفهمیم. مجموع عباراتى که در نماز خوانده مى‌شود -از اول تا به آخر- یاد گرفتن آن براى آدم‌هاى متوسط، یک ساعت هم کار ندارد؛ خیلى آسان است. کتاب‌هایى هم نوشته شده که این‌ها را ترجمه کرده‌اند. اگر به معانى توجه کنید و بفهمید که مضمون این کلمات چیست و در آن‌ها تدبر کنید، البته بهتر است. اگر این مقدار هم ممکن نشد، حداقل وقتى در حال سجده‌اید، بدانید که با خدا حرف مى‌زنید؛ وقتى در حال رکوعید، بدانید که پروردگار عالم را تعظیم مى‌کنید؛ وقتى در حال قرائت و ذکر هستید، بدانید که با چه کسى حرف مى‌زنید. نفس همین توجه، مهم است.

اگر این توجه حاصل بشود و یاد خدا در نماز تأمین گردد -که «و لذکراللَّه اکبر»- این نماز براى شما «معراج‌المؤمن» خواهد بود و شما را عروج خواهد داد. عروج، همین است که شما در باطن خودتان، صفا و لطافت و نورانیت بیشترى را بعد از نماز احساس مى‌کنید.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دوره بازیابی و بازسازی
انواع عبادات، فرصت‌هایى براى ما هستند؛ لیکن ماه رمضان، یک فرصت استثنایى در دوران سال است. در این سى روز یا بیست و نه روز به‌طور مداوم، غیر از نمازهاى موظف پنج‌گانه و نوافلى که همیشه انسان مى‌تواند آن‌ها را بخواند، دعاهایى هست که توجه به آن دعاها و خواندنشان، انسان را نورانیت مضاعفى مى‌بخشد. این دعاها را در اختیار ما گذاشته‌اند. کیفیت حرف زدن و مناجات کردن با خدا را به ما یاد داده‌اند. معین کرده‌اند که چه حرف‌هایى را مى‌شود با خدا زد. بعضى از این جملاتِ ادعیه مأثوره از ائمه علیهم‌السّلام هست که اگر این‌ها نبود، آدم نمى‌توانست خودش تشخیص بدهد که مى‌شود با خدا با این زبان حرف زد و این‌طور از خدا خواست و التماس کرد.

علاوه بر این‌ها، همین نفس روزه ماه رمضان است که یک زمینه روحانیت و نورانیت براى روزه‌دار مى‌باشد و او را براى کسب فیوضات الهى، آماده مى‌کند. این، مجموعه ماه رمضان، با نماز و با وظایف مقرره همیشگى و با روزه و با دعاهایش است که اگر شما به این‌ها توجه کنید و تلاوت قرآن را هم به آن اضافه نمایید -که گفته‌اند ماه رمضان، بهار قرآن است- یک دوره‌ى بازسازى و بازیابى و نجات خود از پوسیدگی‌ها و فسادها و امثال این‌ها خواهد بود؛ دوره خیلى مغتنمى است. اصل قضیه این است که ما بتوانیم در ماه رمضان، این سیرِ الى‌اللَّه را بکنیم و مى‌شود.

گاهى که پس از پایان ماه رمضان، خدمت امام رضوان‌اللَّه تعالى‌علیه مى‌رسیدم، برایم محسوس بود که ایشان نورانی‌تر شده‌اند و حرف زدن و نگاه و اشاره و حرکت دست و اظهارنظرشان، با قبل از ماه رمضان فرق کرده است. دوره ماه رمضان، براى یک انسان مؤمن و والا، این‌طورى است. آن‌قدر به او و به قلب و باطنش، نورانیت مى‌بخشد که انسان این را در مشاهده حضورى او حس مى‌کند و از حرف‌زدنش مى‌فهمد که نورانی‌تر شده است. بندگان خدا همین‌طورند. ما باید از این فرصت، خیلى استفاده کنیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دوری از گناه
براى نزدیکى به خدا، اصل قضیه، ترک گناهان است. انجام مستحبات و نوافل و توسلات و دعا و بقیه امور، فرع است. اصل قضیه، این است که انسان از صدور گناه و خلاف از خود، مانع بشود. این، همان تقوا را مى‌طلبد. تقوا و پرهیزگارى، مهمترین -یا بگوییم اوّلی‌ترین- مظهرى است که وجود انسان باید داشته باشد. همین است که مانع از گناه انسان مى‌شود. گناه نمى‌گذارد که انسان، حتّى خود را به لبه دریاى عظیم مغفرت الهى برساند و از آن استفاده کند. گناه نمى‌گذارد که ما حال دعا و توجه پیدا کنیم. گناه نمى‌گذارد که ما به فکر بازنگرى و بازسازى خودمان بیفتیم. کوشش بکنیم از گناه فاصله بگیریم. این، شرط اول قضیه است.

البته گناهان مختلفند؛ گناه‌هاى گوناگونِ فردى و اجتماعى، گناه‌هایى که به‌وسیله دست یا چشم یا زبان و از طرق گوناگون حاصل مى‌شود. براى افراد مسلمان، شاید گناهان، مخفى نباشد و مى‌دانند که چه چیزى گناه است. آن کسى که دعا هم مى‌خواند، مستحبات را هم انجام مى‌دهد، وظایف شرعیش را هم انجام مى‌دهد؛ اما در کنار آن‌ها، از گناه هم اجتناب ندارد، مثل آن کسى است که در حال سرماخوردگى و تب، هم داروهایى را که ضد سرماخوردگى است و شفابخش است، مى‌خورد و هم از غذاهایى که براى سرماخوردگى مضر است، استفاده مى‌کند. معلوم است که آن داروها، اثر نخواهد کرد. معلوم است که اگر آدم بیمار، آن غذایى که براى او مضر است، آن عملى که براى او زیان‌آور است، به آن‌ها ارتکاب بکند، براى او، دارو اثرى نخواهد کرد.

باید زمینه استفاده از رحمت و مغفرت و افاضات معنوى الهى را آماده کرد و آن، با ترک گناه است. لذا شما در دعاى کمیل مى‌بینید که امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة والسّلام مى‌فرماید: «اللّهم اغفر لى الذّنوب الّتى تحبس الدّعاء» یعنى خدایا! آن گناهانى که دعاى مرا حبس خواهد کرد، آن‌ها را بیامرز. گناهان، مانع از اجابت دعا مى‌شود. در همین شب‌ها و سحرها، در دعاى شریف ابوحمزه مى‌خوانید: «فرّق بینى و بین ذنبى المانع لى من لزوم طاعتک». خدایا! میان من و گناهم فاصله بینداز؛ آن گناهى که مانع از انجام وظایفم مى‌شود و باعث مى‌گردد که نتوانم خودم را به تو نزدیک کنم. اصل قضیه، مسأله ترک گناه است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  گناه در نظام اسلامی و نظام طاغوتی
مهمترین حُسن یک نظام و حکومت اسلامى در این است که فضا را، فضاى گناه‌آلود نمى‌کند. در نظام‌هاى طاغوتى، فضا گناه‌آلود است. اگر انسان هم بخواهد گناه نکند، گویى براى او میسور نیست و همه‌چیز، انسان را به طرف گناه سوق مى‌دهد. در نظام اسلامى، این‌طور نیست. در نظام اسلامى، فضا گناه‌آلود نیست. گناهکار هست، در سطوح مختلف و در مشاغل متعدد هم هست، با اختیارات گوناگون هم هست -نه این‌که نیست- اما گناه، ممکن است فقط جاذبه شخصى داشته باشد؛ یعنى هوى‌ و هوس انسان، او را به طرف گناه بکشاند. این نظام، غیر از نظام طاغوتى و شیطانى است که گناه، معیار پیشرفت اجتماعى هم است! در نظام اسلامى، گناه نه فقط معیار پیشرفت نیست، بلکه ضد پیشرفت و ضد ارزش و معیار تنزل است.

گناه از هر کسى که صادر بشود، نباید گفت چون این شخص انجام مى‌دهد، پس اشکالى ندارد، یا لابد اشکالى ندارد. نه، گناه را بایستى شناخت و گناهکار را به‌وسیله‌ى گناه باید شناخت. هر کسى گناه را انجام داد، گناهکار است؛ هر که مى‌خواهد باشد. این تصور غلط است که ما بگوییم چون فلانى این کار را مى‌کند، لابد اشکالى ندارد که مى‌کند؛ اگر اشکال داشت، که نمى‌کرد. البته حمل بر صحت، ایرادى ندارد؛ بلکه خوب و مستحسن است. در کار همه مؤمنین، انسان باید حمل بر صحت بکند. تا آن‌جایى که ممکن است، نباید حمل بر فساد کرد؛ اما وقتى یک عملِ خلافِ بیّن و واضح از کسى سر زد، هیچ تفاوت نمى‌کند که این کس، چه کسى باشد. هر کسى باشد، گناه، گناه است؛ بلکه وقتى افراد ممتاز گناه را انجام بدهند، جرم گناه در آن افراد، بیشتر هم خواهد بود.

بنابراین، اصل قضیه، اجتناب از گناه است که باید سعى کنیم در این ماه رمضان، إن‌شاءاللَّه با تمرین و حدیث نفس و ریاضت، گناه را از خودمان دور کنیم. اگر گناه از ما دور شد، آن‌وقت راه براى عروج و پرواز در ملکوت آسمان‌ها ممکن خواهد شد و انسان خواهد توانست، آن سیرِ معنوى و الهى و آن طیرانِ معین‌شده براى انسان را انجام بدهد؛ اما با سنگینى بار گناه، چنین چیزى ممکن نیست. این ماه رمضان، فرصت خوبى براى دور شدن از گناه است.

سخنرانى در دیدار با مردم در روز یازدهم ماه مبارک رمضان؛ 18/01/69

منبع: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=16844